تبليغاتX
برای آنان که عاشق عشقند




 


+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 16:50 توسط محمد |


در  حیرتم از این مردمان پست

این طایفه زنده کش و مرده پرست

تا هست بکشندش ذلت به جفا

تا رفت ببرندش به عزت سر و دست

+ نوشته شده در جمعه هشتم تیر 1386ساعت 16:27 توسط محمد |


 

تصور زن

در سردر کاروانسرايی
تصوير زنی به گچ کشيدند
ارباب عمائم اين خبر را
از مخبر صادقي شنيدند
گفتند که واشريعتا خلق
روي زن بی نقاب ديدند
آسيمه سر از درون مسجد
تا سردر آن سرا دويدند
ايمان و امان به سرعت برق
مي رفت که مؤمنين رسيدند
اين آب آورد آن يکي خاک
يک پيچه ز گِل بر او بريدند
ناموس به باد رفته اي را
با يک دو سه مشت گِل خريدند
چون شرع نبي ازين خطر جَست
رفتند و به خانه آرميدند
غفلت شده بود و خلق وحشی
چون شير درنده مي جهيدند
بي پيچه زن گشاده رو را
پاچين عفاف می دريدند
لبهای قشنگ خوشگلش را

مانند نبات مي مکيدند
بالجمله تمام مردم شهر
در بحر گناه می تپيدند
درهای بهشت بسته مي شد
مردم همه می جهنميدند
مي گشت قيامت آشکارا
يکباره به صور می دميدند
طير از وکرات و وحش از حجر
انجم ز سپهر می رميدند
اين است که پيش خالق و خلق
طلاب علوم روسفيدند
با اين علما هنوز مردم
از رونق ملک نااميدند.

+ نوشته شده در جمعه هشتم تیر 1386ساعت 16:20 توسط محمد |



الا جلاد!
ای جبار بی پروا!
الا ای آنکه در بند آوری ما را!
چه کردم من؟
چه گفتم من؟
کدامين خواب نازت را بياشفتم
که مست از باده نخوت،
غضب گيری
و غران حکم فرمايی،
وز فراسوی زمان دستور آری
کين دل پريش عاشق و شيدا
به آتش اندرش بايد
(سياوش وار)
سر دار اين سرش بايد
(چنان منصور)؟

سزد آيا
چنين کردن
تو را با ما؟

ولی يک روز
آری عاقبت يک روز ميبينی
...
نشانت ميدهم جلاد!
نشانت ميدهم کين قصه ما را
سرانجامی دگر باشد.
آری آری
اين بندی رنجور را در سينه اميد است.
سايه افکنده است شب بر آسمان ليکن:
"اندکی صبر سحر نزديک "

+ نوشته شده در جمعه هشتم تیر 1386ساعت 16:19 توسط محمد |


 

فرزندان من، دوستان من! من اكنون به پايان زندگي نزديك گشته‌ام. من آن را با نشانه‌هاي آشكار دريافته‌ام.

وقتي درگذشتم مرا خوشبخت بپنداريد و كام من اين است كه اين احساس در کردار و رفتار شما نمايانگر باشد، زيرا من به هنگام كودكي، جواني و پيري بخت‌يار بوده‌ام. هميشه نيروي من افزون گشته است، آن چنان كه هم امروز نيز احساس نمي‌كنم كه از هنگام جواني ناتوان‌ترم.

 

 

من دوستان را به خاطر نيكويي‌هاي خود خوشبخت و دشمنانم را فرمان‌بردار خويش ديده‌ام.

 

زادگاه من بخش كوچكي از آسيا بود. من آنرا اكنون سربلند و بلندپايه باز مي‌گذارم. اما از آنجا كه از شكست در هراس بودم ، خود را از خودپسندي و غرور بر حذر داشتم. حتي در پيروزي هاي بزرگ خود ، پا از اعتدال بيرون ننهادم. در اين هنگام كه به سراي ديگر مي‌گذرم، شما و ميهنم را خوشبخت مي‌بينم و از اين رو مي‌خواهم كه آيندگان مرا مردي خوشبخت بدانند. مرگ چيزي است شبيه به خواب . در مرگ است كه روح انسان به ابديت مي پيوندد و چون از قيد و علايق آزاد مي گردد به آتيه تسلط پيدا مي كند و هميشه ناظر اعمال ما خواهد بود پس اگر چنين بود كه من انديشيدم به آنچه كه گفتم عمل كنيد و بدانيد كه من هميشه ناظر شما خواهم بود ، اما اگر اين چنين نبود آنگاه  ازخداي بزرگ بترسيد كه در بقاي او هيچ ترديدي نيست و پيوسته شاهد و ناظر اعمال ماست.

  

 

بايد آشكارا جانشين خود را اعلام كنم تا پس از من پريشاني و نابساماني روي ندهد.

من شما هر دو فرزندانم را يكسان دوست مي‌دارم ولي فرزند بزرگترم كه آزموده‌تر است كشور را سامان خواهد داد.

    

 

فرزندانم! من شما را از كودكي چنان پرورده‌ام كه پيران را آزرم داريد و كوشش كنيد تا جوان‌تران از شما آزرم بدارند.

تو كمبوجيه، مپندار كه عصاي زرين پادشاهي، تخت و تاجت را نگاه خواهد داشت. دوستان يک رنگ براي پادشاه عصاي مطمئن‌تري هستند.

 

 

همواره حامي كيش يزدان پرستي باش، اما هيچ قومي را مجبور نكن كه از كيش تو پيروي نمايد و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش كه هر كسي بايد آزاد باشد تا از هر كيشي كه ميل دارد پيروي كند .

 

 

هر كس بايد براي خويشتن دوستان يك دل فراهم آورد و اين دوستان را جز به نيكوكاري به دست نتوان آورد.

از كژي و ناروايي بترسيد .اگر اعمال شما پاك و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد يافت ، ولي اگر ظلم و ستم روا داريد و در اجراي عدالت تسامح ورزيد ، ديري نمي انجامد كه ارزش شما در نظر ديگران از بين خواهد رفت و خوار و ذليل و زبون خواهيد شد . من عمر خود را در ياري به مردم سپري كردم . نيكي به ديگران در من خوشدلي و آسايش فراهم مي ساخت و از همه شادي هاي عالم برايم لذت بخش تر بود.

  

 

به نام خدا و نياکان درگذشته‌ي ما، اي فرزندان اگر مي خواهيد مرا شاد كنيد نسبت به يكديگر آزرم بداريد.

پيكر بي‌جان مرا هنگامي كه ديگر در اين گيتي نيستم در ميان سيم و زر مگذاريد و هر چه زودتر آن را به خاك باز دهيد. چه بهتر از اين كه انسان به خاك كه اين‌همه چيزهاي نغز و زيبا مي‌پرورد آميخته گردد.

من همواره مردم را دوست داشته‌ام و اكنون نيز شادمان خواهم بود كه با خاكي كه به مردمان نعمت مي‌بخشد آميخته گردم.

 

 

هم‌اكنون درمي يابم که جان از پيكرم مي‌گسلد ... اگر از ميان شما كسي مي‌خواهد دست مرا بگيرد يا به چشمانم بنگرد، تا هنوز جان دارم نزديك شود و هنگامي كه روي خود را پوشاندم، از شما خواستارم كه پيكرم را كسي نبيند، حتي شما فرزندانم. پس از مرگ بدنم را مومياي نكنيد و در طلا و زيور آلات و يا امثال آن نپوشانيد . زودتر آنرا در آغوش خاك پاك ايران قرار دهيد تا ذره ذره هاي بدنم خاك ايران را تشكيل دهد . چه افتخاري براي انسان بالاتراز اينكه بدنش در خاكي مثل ايران دفن شود.

از همه پارسيان و هم‌ پيمانان بخواهيد تا بر آرامگاه من حاضر گردند و مرا از اينكه ديگر از هيچگونه بدي رنج نخواهم برد شادباش گويند.

    

 

به واپسين پند من گوش فرا داريد. اگر مي‌خواهيد دشمنان خود را تنبيه كنيد، به دوستان خود نيكي كنيد.

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 18:35 توسط محمد |


(( منم كوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اكد، شاه چهارگوشهی جهان. پسر كمبوجيه، شاه بزرگ ... نوه كورش، شاه بزرگ ... نبيره چيش پيش ، شاه بزرگ . . .

آنگاه كه بدون جنگ و پيكار وارد بابل شدم، همه مردم گامهای مرا با شادمانی پذيرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهرياری نشستم، مردوك خدای بزرگ دلهای پاك مردم بابل را متوجه من كرد... زيرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.

ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم اين شهر و اين سرزمين وارد آيد.

برده داری را بر انداختم ، به بدبختی های آنان پايان بخشيدم. وضع داخلی بابل و جايگاههای مقدسش قلب مرا تكان داد... من

نيازارند. فرمان دادم كه هيچكس اهالی شهر را از هستی ساقط نكند. فرمان دادم كه همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را

مردوك خدای بزرگ از كردار من خشنود شد... او بركت و مهربانياش را ارزانی داشت . ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستوديم. . .

من همه شهرهايی را كه ويران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نيايشگاه هايی را كه بسته شده بود، بگشايند. همه خدايان اين نيايشگاهها را به جاهای خود بازگرداندم.

همه مردمانی را كه پراكنده و آواره شده بودند، به جايگاههای خود برگرداندم و خانه های ويران آنان را آباد كردم.

همچنين پيكره خدايان سومر و اكد را كه نبونيد بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودی مردوك خدای بزرگ و به شادی و خرمی به نيايشگاههای خودشان بازگراندم، باشد كه دلها شاد گردد.

بشود كه خدايانی كه آنان را به جايگاههای مقدس نخستينشان بازگرداندم، هر روز در پيشگاه خدای بزرگ برايم زندگانی بلند خواستار باشند...

من برای همه مردم جامعهای آرام مهيا ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا كردم. ))

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 18:33 توسط محمد |


+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 18:27 توسط محمد |


+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 18:16 توسط محمد |


+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 18:14 توسط محمد |


منشور كورش اولين منشور جهاني

 

اينك كه به ياري پروردگار تاج سلطنت ايران و بابل و كشور جهات اربعه
را بر سر گذاشته ام اعلام ميكنم كه تا روزي كه زنده هستم و مزدا توفيق پادشاهي را به من ميدهد
دين و آيين و رسوم ملت ها ِيي را كه من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زيردستان من
آيين و رسوم ملتهايي را كه من پادشاه آنها هستم يا ملتهاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا نشبت به آنها توهين نمايند
از امروز كه من تاج سلطنت بر سر ميگذارم تا روزي كه زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من ميدهد هرگز
سلطنت خود را بر هيچ ملتي تحميل نخواهم كرد هر ملت آزادست مرا به سلطنت خود قبول كند يا قبول
ننمايد و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود يخواند من براي سلطنت آن كشور به جنگ مبادرت
نميكنم . تا روزي كه من پادشاه ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه هستم
نخواهم گذاشت كه كسي به ديگري ظلم كند و اگر شخصي مظلوم
واقع شد من حق او را از ظالم خواهم گرفت و به او
مسترد مينمايم و ستمگر را مجازات خواهم
كرد . تا روزي كه من پادشاه ايران هستم
مال غير منقول يا منقول ديگري
را با زور يا طرق ديگري
بي آنكه بهايش
پرداخت
شود
و رضايت صاحبش جلب گردد مال تصرف گردد. من تا روزي كه زنده هستم كه كسي انسان ديگري را به بيگاري بگيرد
و بدون پرداخت مزد او را به كار بگيرد

من امروز اعلام ميكنم هر كس آزاد است هر ديني را كه ميل دارد بپرستد
و در هر نقطه كه مايل باشد سكني گزيند به شرط آنكه در آن نقطه حق كسي را
غصب ننمايد. هركس مجاز است هر شغلي كه مايل است برگزيند و مال خود
را به هر گونه كه صلاح ميداند صرف كند


شاه پيامبر ايران از ذكر هيچ گوشه اي كوتاهي نكرده حتي به مسائل شخصي و رفتارهاي فردي و ارتباط هاي متقابل نيز پرداخته است

من اعلام ميكنم هر كس مسؤل اعمال خود ميباشد و هيچ كس را نبايد
به مناسبت تقصيري كه يكي از بستگانش مرتكب گشته مجازات نمود و
مجازات برادر كناهكار و برعكس اكيدا"ممنوع ميباشد و اگر فردي از
خانواده اي و يا از طايفه اي تقصيري مرتكب گرديد فقط ميتوان همان فرد خاطي
را به مجازات رسانيد و نه شخص ديگري

كوروش بزرگ شاه بزرگ ايران در چند هزار سال پيش قبل از آنكه آبراهام لينكلن در آمريكا و ديگران در قرن تمدن برده داري
را منسوخ و نهي نمايند جامع ترين و قاطعترين كلام را درباره ي مساوات و آزادي انسان و زشتي برده و غلام بودن را ثبت
تاريخ كرده است

تا روزي كه من به ياري مزدا سلطنت ميكنم اجازه نميدهم مردان و
زنان را به عنوان غلام و برده و كنيز بفروشند . حكام و زير دستان
من ناگزير و وظيفه دارند كه در حوظه ي حكومت و ماموريت خود
از اين عمل -خريد و فروش مردان و زنان-به عنوان غلام و كنيز
جدا"ممانعت نموده و رسم بردگي در جهان بايذ بكلي برافتد
و از مزدا ميخواهم مرا در راه تعهداتي كه نسبت به ملتهاي ايران
و بابل و ملتهاي مملكت جهات اربعه بر عهده گرفته ام توفيق گرداند

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 9:29 توسط محمد |


 

01 - Ya Tabtab Wa Dalae [24Kps] [128Kps]
02 - Ehsas Jdid [24Kps] [128Kps]
03 - Moegaba [24Kps] [128Kps]
04 - Moushtaka Lik [24Kps] [128Kps]
05 - Ana Yalli Bahebbak [24Kps] [128Kps]
06 - Ashtiki Menno [24Kps] [128Kps]
07 - Oul Hansaki [24Kps] [128Kps]
08 - Elli Kan [24Kps] [128Kps]
09 - Ya Si El Sayed [24Kps] [128Kps]
10 - Sabrak Alaya [24Kps] [128Kps]
11 - Law Dallalouni [24Kps] [128Kps]

 

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 17:30 توسط محمد |


 

01 - Tekiyeh Bar Baad [24Kps] [128Kps]
02 - Gomshodeh [24Kps] [128Kps]
03 - Sekeh Maah [24Kps] [128Kps]
04 - Man Haminam [24Kps] [128Kps]
05 - Hasoud [24Kps] [128Kps]
06 - Khooneh Khaali [24Kps] [128Kps]
07 - Ghomri [24Kps] [128Kps]
08 - Ki Sedaa Kard Mano [24Kps] [128Kps]
09 - Doe Dooneh [24Kps] [128Kps]
10 - Parandeh [24Kps] [128Kps]
11 - Kavir Del [24Kps] [128Kps]
12 - Shekasteh [24Kps] [128Kps]
13 - Gheseh [24Kps] [128Kps]
14 - Shookh [24Kps] [128Kps]
15 - Joft Soleymaan [24Kps] [128Kps]

 

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 17:27 توسط محمد |


 

01 - Dooset Daram (Kheyli Ziyaad) [24Kps] [128Kps]
02 - Kheyli Mamnoon [24Kps] [128Kps]
03 - Mano Bebakhsh (DJ Payami Remix) [24Kps] [128Kps]
04 - Oon Ba Man (Dj Payami Remix) [24Kps] [128Kps]
05 - Oonike Mikhastam (Cameron Cartio Remix) [24Kps] [128Kps]
06 - Ba Tashakor Az Shoma (Dj Payami Remix) [24Kps] [128Kps]
07 - Mano Bebakhsh (Cameron Cartio Remix) [24Kps] [128Kps]

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 17:22 توسط محمد |


 

منبع: www.p30download.com 

Track#01 - Intro
Track#02 - Dideh O Del
Track#03 - Ekhtelaaf
Track#04 - Man Vaaistaadam
Track#05 - Introduction
Track#06 - Ghaanoon
Track#07 - Vatan Parast
Track#08 - Oon Manam
Track#09 - Barpa
Track#10 - Zendaan
Track#11 - Del O Dideh - Remix
Track#12 - Har To Shodeh Migam - Bonux Track

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 11:12 توسط محمد |




Intor

PeDar

Boro Jolo

Jahanam e Saket

Az Hamaton Bizaram

Baray e Rap

HeDye

DivoOne

 

+ نوشته شده در یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 18:30 توسط محمد |